فوری فوری

۱) مراسم هشتمین سالگشت پرواز پروانه اسکندری و داریوش فروهر چهارشنبه اول آذرماه در منزل آن دو عاشق برگذار می شود خبر تکمیلی را در اینجا بخوانید و بخوانید درد نوشته های نوشین و امیر عزیز را .
و بخوانید دل نوشت پروانه عزیزم را و هم آواز شوید با آرش او !
۲)منصور اصانلو امروز بازداشت شد خبر را اینجا بخوانید
پ.ن : حاشیه سفر رییس جمهور از نگاه دیگر
عکس اول بار در وبلاگ دانش سرخ درج شده است
دردو پست قبلی ، مباحثه ای بین دوستان در گرفت ، در یک طرف آرتان و در طرف دیگرامیر ، محمود و پروانه قرار داشتند . لازم دیدم نظر خودم را راجع به مباحث مطرح شده بنویسم ! هرچند در ذیل کامنتی گوشه ای از دیدگاهم را برای او شرح دادم . این پست دیدگاههای من تا حال حاضر است و با آگاهی و مطالعه بیشتر احتمالا بخشی از این نظرات تغییر خواهد کرد!!!
1)"واقعا بیمار شده ایم
فقط دنبال نقاط ضعف میگردیم
نمیگوییم احمدی نژاد درصد بهره بانکی را از 25به 14آورد
نمیگوییم احمدی نژاد جلوی افزایش شهریه دانشگاه آزاد را گرفته
نمیگوییم احمدی نژاد مانع افزایش قیمت بنزین شد
در عین حالیکه نقاط ضعف ایشان مشهود است."
1-1) در مورد جمله اول شاید تا حدودی درست باشد !! اینکه در بسیاری از موارد سیاه نمایی می شود ، من هم به آن معتقدم . البته این نقیصه به خاطر عدم بلوغ فکری و سیاسی جامعه است ، نظیر مورد احمدی نژاد در زمان آقای خاتمی نیز دیده شد، به عنوان مثال خاتمی را دشمن دین ، و صفاتی از این دست می دادند ، و حال در مورد احمدی نژاد نیز طیف متنوعی از صفات را می توان مشاهده کرد مثل احمدی نژاد معجزه هزاره سوم!!
-2) باید از لحاظ اقتصادی بررسی شود که آیا پایین آمدن نرخ بهره به سود کشور است یا به ضرر آن ؟ از دید اقتصاد بازار (با فرض قبول این مدل –هرچند خود من با این مدل مشکلات اساسی دارم!) هدف بنگاههای اقتصادی «سود» تعریف می شود و بنگاه به سمت حداکثر کردن سود خود می رود که راه منطقی برای نیل به این هدف کاهش هزینه ها و افزایش درآمدها است . حال اگر نرخ بهره بانکی پایین بیاید ، و در مقابل نرخ نیروی کار افزایش یابد بنگاه به سمت استفاده بیشتر از کالاهای سرمایه ای و استفاده کمتر از نیروی انسانی می رود .
کاهش نرخ بهره ، اثرات مثبتی دارد و آن افزایش سرمایه گذاری ها است اما افزایش سرمایه گذاری تنها تابع نرخ بهره نیست . فاکتورهای مختلفی برای افزایش میزان سرمایه گذاری وجود دارد که نرخ بهره یکی از آنها است . از طرفی کاهش نرخ بهره باعث کاهش سپرده گذاریها توسط مردم در سیستم بانکی می شود ، که خود باعث کاهش حجم منابع مالی بانکها و کاهش سرمایه گذاری های بانکی می شود ! به نظر می رسد دچار یک پارادکس هستیم ! اما باید به فاکتور مهمی به نام «تورم» توجه کافی داشت . در کشورهای پیشرفته نرخ بهره بانکی بسیار ناچیز است ، در مقابل آن نرخ تورم هم در حدود 3-5% است (تورم طبیعی) از طرفی سرمایه گذاری در بخش های مختلف برای مردم وجود دارد . اما در کشور ما ، اولا در مورد پولهای خرد ، سپرده گذاری در بانک –احتمالا –ایمن ترین روش است . (به خصوص با وضعیت فعلی بازار سهام ) اقتصاددان ، کاهش نرخ بهره را باعث خروج پولهای مردم از سیستم بانکی می دانند (افزایش حجم نقدینگی) و از طرف دیگر باعث حجوم مردم برای گرفتن وامهای مختلف می شود که این موضوع بانک ها را در تامین اعتبار لازم دچار مشکل می کند . از طرفی افزایش نقدینگی یکی از علل بروز تورم است . همچنین این دسته از اقتصاددانان معتقدند که نرخ بهره را نباید به صورت دستوری (Normative) تغییر داد ، آنها معتقدند که کاهش نرخ تورم مقدم بر کاهش نرخ بهره است . و برای کاهش نرخ بهره ابتدا باید نرخ تورم کاهش یابد و خود به خود نرخ بهره کاهش می یابد . فاکتور مهم دیگر در جهت جذب سرمایه ، امنیت اقتصادی و ملی است و شفافیت است چیزی که در کشور ما(به جز امنیت ملی) وجود ندارد . گزارش سازمان شفافیت بین الملی (Transparency International) موید این نکته است ، ایران امسال رتبه ای بهتر از 106 نیافت که نسبت به سال گذشته 13 پله سقوط داشته است ، شاخص فسادگریزی مسئولان دولتی و سیاسی (سلامت اقتصادی) امسال 2.7 (از 10)بوده است و ایران در کنار سودان و چند کشور دیگر در رتبه های آخر این لیست قرار دارد .از طرفی افزایش فشارهای بین الملی در جریان پرونده هسته ای و خطر تحریم اقتصادی و یا حمله نظامی با عث خروج میلیون ها دلار سرمایه داخلی و خارجی از کشور شده است و عملا اثر این کاهش که با هدف افزایش سرمایه گذاریها بوده است ؛ بی اثر شده است!
1-3) در مورد جمله سوم نظری ندارم چون به طور کامل در جریان آن نیستم و اطلاعات کاملی از آن ندارم
1-4) در مورد جمله چهارم ، در یک کامنت برای جناب آرتان توضیحات لازم را دادم :
در مورد افزایش نیافتن قیمت بنزین ، اولا این دسته گل جناب احمدی نژاد نبوده است بلکه در بودجه سال 83 مصوب مجلس مردم دار!!! هفتم شد که قیمت بنزین تغییر نکند و مطابق برنامه چهارم توسعه ، قرار بود قیمت بنزین وارداتی مطابق نرخ خلیج فارس تعیین شود . که با طرح موسوم به تثبیت قیمت هفت قلم کالای دولتی جناب "احمد توکلی" یک تنه قیمت بنزین ثابت نگه داشته شد . حال پس از دوسال فاجعه که قابل پیش بینی بود رخ داده است ! مصرف بنزین به رقم وحشتناک 80 میلیون لیتر در روز رسیده است . سالی 13% در مصرف بنزین رشد داشته ایم ! دهک های درآمدی 9 و 10 که مرفه ترین اقشار جامعه هستند بیش ترین منفعت را از یارانه های بی حساب بنزین برده اند و پول فقیران و مستضعفین خرج ماشین سواری پسر ها و دخترهای پولدار شمال شهری شده است ! واقعیت عینی جامعه کار را به جایی رسیده است که پیشنهاد سهمیه بندی و کوپنی!!!کردن بنزین و طرحهایی چون کارت هوشمند را مجلس می دهند ! مجلسیان آنقدر لایحه برداشت از حساب ذخیره را تصویب کرده اند که خود خسته شده اند ! (موید آن تصویب بودجه 5 میلیارد دلاری از محل حساب ذخیره ارزی است ) راستی کشور دیگری را می شناسید که این گونه سرمایه های خود را آتش بزند ؟؟؟!!!! به نظر من با یک برنامه حساب شده و دادن یارانه به وسایل حمل و نقل عمومی و ساماندهی کردن تاکسی ها و ماشین های خطی ؛ می توان این مشکل را تاحدودی حل کرد .
2)" فلسفه صندوق ارزی چیست؟بودجه شهرداری سابق کجا مصرف شده.کمک به عروسی وجهیزیه مستمندان.....احمدی نژاد چه استفاده پنهانی از موقعیتهای سیاسی کرده که ما بیخبریم, شيوة بيان شما شامل يك سلسله ابهامات و شبهات است,گرچه اصول وتفکرات سیاسی احمدی نژاد متضمن اصلاحاتی اساسی خصوصا در حوزه سیاست خارجی میباشد.اما دورنماي تفكر سياسي ایشان اهميت مشاركت سياسي مردم را به وضوح نشان ميدهد.
من متوجه نمیشم که چرا شما نمی تونید از کرسی تعصب جناحی بیایید پایین و مسئله رو به شکل واقعی نگاه کنید؟آنچه مغفول مي ماند اينكه ما مي خواهيم سيستمي را كه در جاي ديگر ديده ايم خوب كار كرده است داشته باشيم غافل از اينكه نمي توان در هر جاي سيستم كه دلمان خواست تغيير اعمال كنيم و توقع هم داشته باشيم اين سيستم همان گونه كه در خيلي جا ها عمل كرده براي ما هم عمل كند. مثل اينكه اتومبيلي را بخريم و بعد مثلا بگوئيم من دوست دارم سيلندر آن اين شكلي باشد و چون صاحبش شده ام حق دارم اين كار را بكنم.
در آخر آرزومندم که به این حقیقت بی چون و چرا روز به روز واقف تر گردید که ریشه ی همه ی درد های اجتماعی کنونی جامعه ی بلاکشیده و عقب مانده ی ما و بسیاری جوامع دیگر عموما مسلمان در همین نبود " خدا یا به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف را ارزانی کن " است .
وهر ملتی با توجه به لیاقتش بر آنها حکومت میشه,به زور نمیتوان فرهنگ وافکار را تزریق کرد.وقبول دارم که همه حرکات این دولت تخدیر کننده وآرامش قبل از طوفان میباشد.
پایدار باشید"
2)فلسفه حساب ذخیره ارزی :
احتمالا جناب آرتان مفهوم بیماری هلندی را می دانند . حساب ذخیره ارزی ، مکانیسمی برای مبتلا نشدن اقتصاد به این بیماری است . در زمان افزایش قیمت نفت ( از آنجا که بیش از 80% اقتصاد ما نفتی است ) پول زیادی به جامعه تزریق می شود در حالی که حجم تولید ثابت مانده است ! به عبارت بهتر یک پول بادآورده (اقتصاد بدون هیچ تولید اضافی ، پول کسب کرده است ) این افزایش پول در صورتی که مهار نشود باعث افزایش حجم نقدینگی و افزایش تورم می شود ، بیماری هلندی سازو کاری است که دولت را به سمت واردات بیشتر جهت پر کردن گپ موجود بین سطح تولید و پول شناور در جامعه سوق می دهد . نمونه موفق جستن از دام این بیماری کشور نروژ است ، نروژ یکی از صادر کنندگان نفت خام در دنیا است ؛ کشور نروژ پول بدست آمده از محل فروش نفت خام خود را در بازارهای سهام مختلف (مثل نیویورک و...) و در حساب مخصوص این امر سرمایه گذاری کرده و از محل سود حاصل ، به کار عمران و رفع و رجوع کردن هزینه های دولت پرداخته است . به همین جهت علاوه بر نگه داشتن اصل پول ( در حال حاضر نروژ بیش از 600 میلیارد دلار ارز حاصل از فروش نفت خود را در طی سالیان مختلف در بازاهای مختلف دنیا دارد) و وارد نشدن این پول در اقتصاد ، بیماری هلندی و تورم ناشی از آن را مهار کرده است . حساب ذخیره ارزی به همین منظور تشکیل شد و هدف آن نگه داشتن پول نفت که متعلق به تمام نسل های کشور است بوده است .اما متاسفانه مثل خیلی از کارهای دیگرمان این حساب از هدف اولیه خود دور افتاد ! از ارائه طرحهایی مثل تامین اعتبارات کمیته امداد و جامعه الزهرای قم! یا تامین اعتبار بنزین وارداتی !! ( این کارها هم در دولت خاتمی و هم در دولت احمدی نژاد اتفاق افتاده است )هدف دیگر کمک به بخش خصوصی بوده است که با افزایش حجم دولت و تصدی گری بی امان دولت در امور اقتصادی این هدف نیز تقریبا در حد یک شعار باقی ماند ! ( در ضمن لازم است به این نکته توجه کنید که یکی از دلایل وقوع انقلاب 57 همین مسئله افزایش درآمدهای کشور و نبود برنامه برای کنترل و استفاده بهینه از این درامدها و تورم ناشی از آن پس از کاهش قیمت هادر سالهای 56 و 57 (پس از شوک نفتی دهه ی 50) بوده است ). شما گفته اید که صندوق – که البته هنوز حساب است و صندوق نشده است !- ذخیره ارزی در مملکتی که 13 میلیون زیر خط فقر دارد مفهومی ندارد ! اتفاقا به نظر من و با توجه به توضیحات داده شده در بالا وجود چنین حسابی ضروری و لازم است . چون بیماری هلندی و افزایش حجم نقدینگی باعث فقر بیشتر و کاهش قدرت خرید اقشار بیشتر جامعه می شود . نکند شما نقش دولت را رابین هودی می دانید که پول نفت را بین فقرا قسمت کند ؟؟!!!
طبق گزارش شورای شهر ، مبلغ 350 میلیارد تومان بدون سند هزینه شده است که 50 میلیارد تومان آن در زمان شهرداران قبلی و 300 میلیارد تومان آن در دوره زعامت احمدی نژاد در سمت شهرداری بوده است . در حال حاضر گروهی از نمایندگان سرگرم جمع آوری امضا برای تحقیق و تفحص از شهرداری هستند ! (گفته می شود یکی از دلایل تعطیلی شرق پرداختن به این مسئله بوده است !) نکته دیگر که باید توجه شود این است که کار خوب همیشه خوب نیست ! در هیچ کجای دنیا (همان طور که به نر خ بهره آنها استناد می کنید) فرستادن جوانها به خانه بخت و دادن وام ازدواج در حیطه وظایف شهرداری تعریف نشده است و اصولا این امور به عهده موسسات مالی ، موسسات خیریه و مراکزی نظیر تامین اجتماعی(مثل دادن بیمه بیکاری و ...) است . به عبارتی من معتقدم هر سازمان و نهاد کارکرد خود را دارد و دخالت کردن سازمانی در کار بقیه سازمانها علاوه بر مختل کردن کار آنها باعث می شود آن سازمان از وظایف اصلی خود نیز باز بماند !
3)" چرا همه کاسه کوسه ها را سر احمدی نژاد میشکنیم,مگه این بنده خدا چند وقته رییس جمهوره,بالا غیرتا اگر خودتان رییس جمهور میشدید,میتونستید مملکت را از این بحران که نتیجه زحمات چندین ساله رجال سیاسی سابق میباشد,خارج سازید.
هر تغییری مستلزم زمان میباشد,آقای خاتمی محبوب شما چند وقت پیش در جماران ساختمانی به ارزش 700میلیون تومان خرید,از کجا............الله اعلم
حداقل احمدی نژاد فساد اقتصادی ندارد.
امیدوارم از من به دل نگیرید ,من آماده مناظره هستم البته با منابع معتبر"
اولا کوسه نه و کوزه !!!!!
ثانیا ، فکر می کنم با توجه به مشی فکری من که در نوشته هایم منعکس شده است ، متوجه این موضوع شده باشید که مشکل من و بسیاری از دوستانم نه احمدی نژاد است و نه خاتمی ! من با نامها دعوا ندارم !! مشکل اساسی سیستم غلط ، ناکارآمد و به قول یکی از دوست خوبم ، فشل جمهوری اسلامی است . من معتقدم حتی امام علی (ع) هم در این سیستم نمی تواند کارخاصی انجام دهد !! متاسفانه یاد گرفته ایم به جزییات نگاه کنیم و از کلیات غافل بما نیم ! احمدی نژاد ، هاشمی یا خاتمی همه جزیی از کل سیستم جمهوری اسلامی هستند . در یک سیستم استبدای با مشی سلطنت دینی ! بسیاری ازاین مشکلاتی که در حال حاضر گریبان جامعه مان را گرفته است رخ می کند .
ثالثا ، همان طور که در کامنتی که برایتان گذاشتم ، متوجه نشدم که بر چه مبنایی شما خاتمی را محبوب من یافته اید؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! { لطفا به جمله پایین ارجاع ندهید که جمله آخر تنها یک سوال از شماست !}
تقریبا همیشه سعی کرده ام معتبر بنویسم و آمار های دستی به افراد بدهم (نمی دانم کدام یک از حرفهایم غیر معتبر بوده اند که شما خواستار ارائه منابع معتبر هستید )
در ضمن ادعای خود را مبنی بر ارزش خانه خاتمی اثبات کنید با منابع معتبر البته!!!
پ.ن:
چهارشنبه این هفته (اول آذر ) سالروز کوچ پروانه اسکندری و داریوش فروهر است ُ یادشان گرامی ! مطلبی را بخوانید با عنوان قتل ها راز سر به مهر از محمود عزیز
19 آبان هر سال یادروز شهادت انسانی آزاده در تاریخ ایران زمین است . پاییز در این سرزمین ، یادآور ناقوس مرگ پروانه ها به دست جلادان ضحاک صفتی است که تاب اندیشه و آزادیخواهی را نداشتند .
آذران اهورایی دانشگاه ، زنده یاد داریوش فروهر و پروانه اسکندری، مختاری و پوینده و... دکتر حسین فاطمی . انسانهایی که هریک چراغی فروزان بودند ، گرچه رفتند اما روح آزادگی، و آزادیخواهی و ایستادگی را جلایی دیگر دادند .
19 آبان سالروز شهادت مردی است که در 1298 هجری شمسی متولد شد ، آموخت برای رهایی باید آگاهی داشت ، با تلاش و پشتکار دکترای حقوق سیاسی دریافت کرد و از سال 1328با انتشار روزنامه «باختر امروز» به مبارزه ضدّ ارتجاع و امپریالیسم ادامه داد و در آبان ماه همان سال به همراه تاسیس جبهه ملی ایران به آن پیوست .از آن پس روزنامه باختر امروز ، ارگان نیمه رسمی جبهه ملی شد ؛ در 25 بهمن ماه 1330 هنگامیکه بر سر مزار رفیق قدیمی اش محمد مسعود درباره فداکاری در راه ملت سخنرانی می کرد مورد سوء قصد توسط جوانی به نام "محمد مهدی عبد خدایی" از اعضای فداییان اسلام قرار گرفت (نامبرده پس از انقلاب 57 به نمایندگی مجلس اول نائل شد) در حالی که خون از بدنش فواره می زد گفت:"... مرا کشتند ولی روزنامه من باید باقی بماند." در اثر این سوءقصد نافرجام ،دکتر فاطمی به مدت هشت ماه تحت درمان بود و به توصیه پزشکان برای جراحی مجدد به آلمان سفر کرد .
سرانجام پس از مبارزات دکتر مصدق و یارانش از جمله دکتر فاطمی ، وی در 19 مهر 1331 به وزارت خارجه حکومت ملی مصدق منصوب شد . او در برابر شاه و دربار فاسد مقاومت می کرد و حتی پیشنهاد مبنی برنخست وزیری جواب رد داد، فاطمی بارها وفاداری خود را به دکتر مصدق ابراز داشت و پس از کودتای ننگین و سیاه 28 مرداد 32 زندگی مخفیانه او شروع شد . نزدیک به یک سال پس از کودتا مخفیگاهش کشف و دستگیر شد . در هنگام انتقال به دادگاه نظامی مورد حمله اوباشان و نوچه های شعبان جعفری بوسیله چاقو قرار گرفت که با فداکاری خواهرش از مرگ نجات یافت . فاطمی با بدنی تب دار به زندان منتقل شد و دادگاه نظامی حکم اعدام او را صادر کرد ، فاطمی هنگامی برروی برانکارد به پای چوبه دار برده می شد می گوید : " آرزو داشتم که تب دار نبودم و می توانستم راه بروم تا با پای خود به پای چوبه دار بروم " . دکتر فاطمی چند لحظه قبل از اعدام خطاب به افسران شاه می گوید : " من از مرگ باکی ندارم آن هم چنین مرگ پرافتخاری، من قربانی نفت هستم ، من می میرم که نسل جوان ایران از این مرگ درس عبرت گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت نمایند . من درهای سفارت انگلستان را بستم غافل از این که تا دربار هست انگلستان سفارت لازم ندارد !"

دکتر مصدق در باره خدمات او چنین اظهار نظر می کند : " ... اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده ، باید از آن کسی که اول بار این پیشنهاد را نمود ؛ سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است که روزی در خانه آقای نریمان پیشنهاد خود را داد و عده نمایندگان جبهه ملی آن را به اتفاق آرا تصویب کردند. در تمام مدت همکاری با این جانب هرگز یک ترک اولی از آن بزرگوار دیده نشد"

سرانجام در سحرگاه 19 آبان 33 13توسط مزدوران شاه با شلیک هشت گلوله درحالی که فریاد "زنده باد آزادی، زنده باد مصدّق ، پاینده ایران" برلب داشت به شهادت رسید . وصیت کرد که اورا در جوار شهدای 30 تیر در قبرستان ابن بابویه به خاک بسپارند.
و چه دردناک است پس از گذشت 52 سال از شهادت او هنوز با هویت و شخصیت او آشنا نیستیم و حتی عده ای نام خیابان و میدانی که به نام او مزین است را برنمی تابند !
یادش گرامی باد
این روزهاخیلی کسل و بی حوصله ام ! دستم به نوشتن٬ حتی در این کاغذهای مجازی هم نمی رود !
پ.ن
۱)برای آنهاکه دغدغه مسائل دینی دارند و تو حال و هوای روشنفکری دینی هستند کتاب "سنت و سکولاریسم " حتما جالب توجه خواهد بود . دوستان غیرمذهبی هم بخوانند ٬ با نگاهی به دین غیر از آنچه بنیادگرایان دینی حاکمیت تبلیغش را می کنند ٬ آشنا می شوید !
۲) پیرو اظهارات جالب توجه رییس جمهور در باب افزایش جمعیت ٬ خانم مریم بهروزی ضمن دفاع از این سخنان ٬ این افزایش جمعیت را درجاهایی غیر از تهران خواستار شدند !!! نگاه سطحی بانوان و آقایان سیاستمدار !!! جامعه ما دارد یواش یواش به طنزی گزنده تبدیل می شود . آن از رییس جمهوری که ارتش Nمیلیون نفری را دلیلی بر ظفر بر استکبار جهانی !!! و آمریکای خونخوار ! می داند و آن از دبیر کل جامعه زینب ! که حتی شهر خود را هم نمی شناسد ٬ خانم بهروزی ٬ ساکنین تهران را چه کسانی تشکیل می دهند ؟ آیا منکر آن هستید که بخش زیادی از تهرانی ها حقیقتا تهرانی نیستند و مهاجر از سایر شهر ها و روستا های کشورند ؟ و آیا حاشیه نشینی زشتی که تهران را احاطه کرده است محصول کوچ روستاییان شریفی نیست که به امید کاری و لقمه نانی عازم دیار غربت شده اند ؟!! فرافکنی تابه کی ؟ با این نظرات مشعشعانه آقایان و خانمهای محترم ٬ احتمالا حاشیه های تهران به آن سوی آبهای نیلگون خلیج فارس هم ٬ به زودی٬ خواهد رسید!
۳)روزنامه سرمایه اعلام کرده است که ۳۵تا ۴۰٪ اقتصاد ایران "زیرزمینی" است ! خوشا به حال چنین اقتصادی!
می خواستم در مورد "کارکردهای زندانیان سیاسی درون حاکمیت کشور" بنویسم اما با دیدن خبری از سخنان جدید رییس جمهور که در نشست مشترک مجلس و دولت در 30 مهر ماه ایراد شده بود ، ترجیح دادم در این باب بنویسم .
توجه به سخنان رییس جمهور نکات فراوانی را پیش روی می گذارد .
1) در جامعه ای که طرح ناموفق و شکست خورده ازدیاد فرزندان را در دهه 60 (با وجود شرایط جنگی) تجربه کرده است ؛ سخن از افزایش جمعیت به چه معناست ؟
بچه های همسن و سال من (متولدین 59 تا 64) همه قربانی برنامه غلط مسئولینی است که تصوری از طولانی شدن جنگ تحمیلی و فرسایشی شدن آن داشتند ، چه اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد ، احتمالا این اتفاق می افتاد ! حال پس از گذشت 18 سال از پایان جنگ ، همان بچه ها ، بزرگ شده اند و با مسائل مختلفی دست و پنجه نرم می کنند ، بیکاری فزاینده ، مشکلات مسکن و ازدواج جوانان ،تحصیل و ناعدالتی تحصیلی، فشارهای روانی ناشی از بیکاری ، فقر، اعتیاد و ... حال می توان به این معضلات نگاهی دیگر داشت ، اگر در آن سالها تعداد 5 و 6 بچه مزیت به حساب نمی آمد و رشد طبیعی جمعیت در کشور رخ می داد ، آیا هم اکنو ن نیاز به ایجاد سالانه یک میلیون شغل احساس می شد ؟ آیا رقم 10 میلیون بیکار در کشور وجود می داشت ؟ حتی مسئولین خوشبین کشور آمار بیکاری را 10.5% ذکر می کنند !
۲)اگر بخواهیم تصمیمات مسئولین آن زمان را زیر سوال ببریم و تصمیم گیرندگان را محاکمه کنیم ، وجود شرایط جنگی و بلاتکلیفی در مورد سرانجام جنگ ؛ توجیه گر مناسبی برای آنها است . اما در شرایط کنونی که کشور در شرایط جنگی به سر نمی برد و همین تعداد جمعیت خود با مشکلات فراوانی درگیر است ؛ بیان این سخنان چه مفهومی دارد ؟
۳)بنا به آمار رسمی 13 میلیون نفر در کشور (19% جمعیت کشور با احتساب جمعیت 68 میلیونی ) زیر خط فقر زندگی می کنند که آمار 8 میلیون نفری که زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند نیز باید به آن افزوده شود . شمار معتادان تا 5-7 میلیون نفر تخمین زده می شود که 400 هزار نفر از اینان معتادان تزریقی هستند ؛ همچنین 20 میلیون نفر(29.4%) درگیر معضل اعتیاد هستند . در چنین شرایطی و با توجه به اینکه برای تحقق تولید 1 میلیون شغل در سال رشد اقتصادی بالای 7% لازم است (رشد اقتصادی امسال با توجه به افزایش قیمت نفت در خوشبینانه ترین حالت 5% است ) صحبت از افزایش جمعیت چه مفهومی جز افزوده شدن به آمار های فوق دارد ؟ آیا ما خواهان وجود انسانهایی هستیم که در فقر ، بیکاری، اعتیاد و سوء تغذیه زندگی بکنند ؛هستیم ؟ دولت در حل معضلات و مشکلات و نیازهای 68 میلیون نفر مانده است ، صحبت از 120 میلیون ......!!! سالها پیش یکی از مددکاران اجتماعی ، از وقوع یک انفجار جمعیتی دیگر درایران ، حتی با وجود یک یا دو فرزند ، با توجه به جوانی جمعیت ، خبر می داد . حال فرض تعداد فرزندان بیش از دو ، انفجاری بزرگتر را برای جامعه فراهم خواهد آورد . متاسفانه رییس جمهور ؛ تمام برنامه های موفق تنظیم خانواده ، کنترل جمعیت و ... را زیر سوال می برد و زحمات مددکاران اجتماعی و کارشناسان تنظیم خانواده که اکثرا در روستاها و شهرهای دور افتاده و درمناطق محروم و با کمترین امکانات ، کشور را از یک بحران نجات داده اند ، به هیچ می انگارد و گویا پس از روزنامه نگاران که جیره خوار دشمن فرض می شوند ، فرضیه توهم توطئه به این قشر هم رسیده است و احتمالا مقداری از بودجه 75 میلیون دلاری سنای ایالات متحده در اختیار این افراد قرار می گیرد تا با کنترل جمعیت راه غلبه استکبار بر کشور را هموار کنند !!
۴)حال می توان سخنان رییس جمهور را از نگاهی دیگر هم نگاه کرد، آیا می توان این فرض رامطرح کرد که رییس جمهور با توجه به تهدیدهای ناشی از مسئله هسته ای کشور ، و زیر فشار این تهدیدها که بعضا شامل تهدیدهای نظامی هم می شوند ؛ این سخنان را فرموده اند ؟ به عبارتی به خاطر احتمال وقوع حمله نظامی ، همان راهکار دهه 60 را مطرح و تئوریزه می کنند ؟ اما آقای رییس جمهور ؛ آیا فکر نمی کنید شرایط جنگی زمانه ما با زمانه ای که شما در جبهه ها می جنگیدید فرق بسیار می کند ؟ آیا اصولا ایالات متحده نیازی به جنگ تن به تن و زمینی برای رسیدن به اهدافش لازم دارد ؟ دوران جنگهای کلاسیک سالهاست به سر آمده است و در زمانه ای که جنگ ،جنگ موشک های قاره پیما ، سلاحهای غیرمتعارف و دفاع ضدموشکی و... است صحبت از غلبه بردشمن به واسطه بیشتر بودن جمعیت بیشتر به یک مزاح شبیه است ! اگر فرض بالا را هم با توجه به ادعاهای رییس جمهور مبنی بر "کشک بودن " تحرکات انجام گرفته در تنگه هرمز و استقرار ناو آیزنهاور ، نادرست بدانیم ؛ تشویق زنان به افزایش تعداد فرزندان جز به داخل خانه بردن زنان چه مفهومی دارد ؟ مطمئنا زنی که 4 فرزند دارد احتمال حضور درجامعه و بازار کار تشنه کشور را تقریبا از دست می دهد . رییس جمهور از طرفی حضور زنان در بازار کار و جامعه را مثبت ارزیابی می کند و از طرفی با تشویق زنان به آوردن فرزندان بیشتر ؛ زنان را به داخل خانه ها راهنمایی می کنند !! ای کاش حداقل اگر گذشته و آینده را نمی بینیم یا نمی خواهیم ببینیم ، "حال "را خوب ببینیم !!
پی نوشت :
۱)گزارش سخنان رییس جمهور :
ایسنا خبرگزاری آفتاب روزآنلاین
۲) آمارها از گزارشی تحت عنوان "وضعيت ايران در آستانه تحريم ها" که در سایت روشنگری آمده است نقل شده است .
۳) چند وقتی است که هژیر قسمتی به وب لاگ خود تحت عنوان تابلو اعلانات اضافه کرده است که کتاب و شعر و موسیقی و فیلم و خلاصه کلی کالاهای فرهنگی که به نظرش ارزش وقت گذاشتن روشون هست دارند رو معرفی می کنه ٬ امیر هم بعضا کتاب هایی که می خونه و به نظرش مفید می آید رو معرفی می کنه . به نظر من حرکت این دوستان بسیار زیبا و قابل ستایش هست و به همه دوستان و خودم ! پیشنهاد می کنم که هرکدوممون هروقت کتاب خوبی خوندیم ٬ موسیقی زیبایی شنیدیم و یا سایت فرهنگی خوبی رو دیدیم به بقیه معرفی کنیم . من به تازگی رمان "همه می میرند" سیمون دوبوآر رو خوندم و به خاطر داستان جالب و نوع نگاه نویسنده به زندگی ٬ و همچنین نثر فوق العاده آن ٬ خواندنش رو پیشنهاد می دهم!


